آمده ام که سر نهم عشق تو را به سر برم
ور تو بگویی ام که نی، نی شکنم شکر برم
آمده ام چو عقل و جان ازهمه دیده ها نهان
تا سوی جان و دیدگان مشغله نظر برم
آمده ام که ره زنم بر سر گنج شه زنم
آمده ام که زر برم زر نبرم خبر برم
در هوس خیال او همچو خیال گشته ام
وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر