استاد محمد غیاثی بعد از 50 سال تدریس در نیمه دوم آذر ماه 1389 چشم از جهان فروبست.
این خبر برای ما فارغ التحصیلان دبیرستان مروی یک شوک بود ! استاد غیاثی از سال 72 تا 74 استاد جبر و آنالیز و مثلثات ما بود . فکرش رو هم نمی کردم که یه روزی بخوام در مجلس ختم ایشون شرکت کنم ، فقط 3 سال تحصیلی افتخار شاگردی ایشون رو داشتم اما بعد از حدود 16 سال خبر مرگ ایشون دلم رو لرزوند ، واقعا بعضی معلم ها فراموش نشدنی هستند ،باید شاگرد دبیرستان مروی باشی و در اون محیط نفس کشیده باشی تا این موضوع رو درک کنی.
استاد غیاثی بیشتر از اونکه معلم ریاضیات ما باشند استاد اخلاق و زندگی بودند ...
روحش شاد و یادش گرامی.
دو سال پیش به همت مسئولان دبیرستان و به خصوص استاد غیاثی همایشی در محل دبیرستان برگزار شد که از فارغ التحصیلان دبیرستان دعوت شده بود تا با شرکت در این جشن هم دیداری با اساتید و دوستان خود تازه کنند و هم در جریان مشکل بزرگ دبیرستان قرار گیرند ، که آن هم تحویل دبیرستان از طرف آموزش و پرورش به حوزه علمیه مروی بود که البته این تنها ظاهر قضیه است چرا که دبیرستان مروی در قلب بازار تهران قرار گرفته و ارزش تجاری بسیار زیادی دارد و هدف نهایی تخریب این دبیرستان قدیمی و ساختن یک مجتمع تجاری است .
خان مروی در حدود 200 سال پیش قسمتهایی از باغ مروی را که تا آن زمان تفرجگاه مشهوری بود وقف حوزه علمیه میکند تا در آن مرکز آموزشهای دینی تاسیس شود، در دوره رضا خان بخشی از آن تبدیل به پرورشگاه شده و سپس با توجه به نیازهای جامعه و ضرورت وجود مدارس جدید ساختمان پرورشگاه تبدیل به دبیرستان میگردد اما با حمله متفقین و اشغال ایران این امر متوقف شده و مسکوت می ماند.
در سال 1325 و در زمان نخست وزیری قوام، بالاخره ساختمان جدید دبیرستان تاسیس شده و با مجرب ترین کادر دبیران و حدود 900 شاگرد، دبیرستان مروی آغاز به کار می کند که تا چندی پیش به همت متولی حوزه علمیه مروی (مهدوی کنی ) و رئیس جمهور ( دکتر) و وزیر آموزش پرورش ( حا جی بابایی ) و صاحبان زر و زور ( ؟؟؟) به حوزه علمیه بازگردانده می شود!!!
اگه گذرتون به خیابان ناصر خسرو ، کوچه مروی بیفته، یک بنر بزرگ می بینید که بر سردر دبیرستان نصب شده و حوزه علمیه در آن به توجیه عمل خود پرداخته و جالب آنکه در این تابلو قید شده حوزه ، بابت این کار مبلغ یک مییارد و هشتصد ملیون تومان به حساب آموزش و پرورش واریز کرده است!!!!
اگه هدف این کار غیر اقتصادی است ، حوزه علمیه مروی پس با چه هدفی چنین ولخرجی از خود بروز داده؟
برای رضای خدا؟ دبیرستان که داشت کار خودش رو می کرد و از آن زمین موقوفه همان استفاده آموزشی می شد ، پس چطور حوزه علمیه یادش افتاده پس از 200 سال زمین خودش رو پس بگیره؟
من فکر میکنم اگر کمی شرم و حیا اجازه میداد متولیان حوزه به جای درج آن مطالب ، بر سردر دبیرستان می نوشتند " به زودی در این مکان پاساژ مروی مرکز ارائه انواع البسه خارجی و لوازم آرایش افتتاح می گردد "
البته دل خوش نکنیم که دبیرستان مروی بعنوان دومین دبیرستان تهران پس از دارالفنون در فهرست آثار ملی ثبت شده و کسی نمیتونه بهش دست بزنه ! چرا که همین چند هفته پیش سرای دلگشا واقع در میدان ارک
( روبروی کاخ گلستان ) که قدمتی برابر با کاخ داشت و در فهرست آثار ملی ثبت شده بود با یک شکایت از طرف شاکی ( به ظاهر ) خصوصی با حکم دیوان عدالت اداری از فهرست آثار ملی خارج شد !! و اکنون با خاک یکسان شده و قراره پاساژی بشه درست مثل بازار رضا که در مجاورتش قرار داره ، البته سردر این سرا با عجز و التماس اداره میراث فرهنگی تهران هنوز خراب نشده ، البته هنوز!
حالا با این اوصاف فکر میکنید کی بتونه جلوی مدعیان قدرتمند زمین موقوفه دبیرستان مروی رو بگیره؟
میراث فرهنگی خواسته که ساختمان هیچ تغییری نکند مصوبه دولت هم از این قراره که کاربری این ساختمان همچنان آموزشی باشد اما نکته اینجاست که اصل این مصوبه تخلیه و تحویل دبیرستان مروی به نماینده موقوفه مروی است ، اینکه متولیان پس از تحویل گرفتن این ساختمان آن را می فروشند یا تخریب می کنند به خودشان مربوط است و مصوبه دولت در این قسمت کارایی ندارد! چرا که دولت نمی تواند برای املاک موقوفه تعیین تکلیف کند!!
استاد غیاثی تعصب بسیار زیادی نسبت به دبیرستان مروی داشت و با غرور خاصی در باره اش حرف می زد و این غرور رو به ما هم انتقال می داد و در مورد مسائل دبیرستان بسیار جدی بود تا حدی که در روزهای آخر عمر هم به شهادت نزدیکان ،بر روی تخت بیمارستان به تنها چیزی که فکر نمی کرد سلامت جسم بود و با وجود دردهای شدید مدام در حال پی گیری و تلاش برای یافتن راه حلی برای این مشکل بود، من که به شخصه فکر میکنم استاد از دست این نامرادی ها دق کرد!
یادمه یه روز سرکلاس تعریف میکرد که کلنگ اول مجموعه مروی رو اونقدر نزدند تا فردی رو پیدا کنند که در تمام عمرش هیچ نماز صبح قضا نداشته باشه و افسوس می خورد که تمام ارزشهای معنوی واقعی جامعه تا این حد کمرنگ شده و امروزه دیگه کسی برای این مسائل اهمیتی قائل نیست....
روزی که قرار به تحویل دبیرستان بوده استاد غیاثی با چشم گریان ، درها و دیوارها و نیمکت های کلاس رو مثل یک مکان مقدس بوسیده و خداحافظی کرده ، انگار که خبر از حکم سرنوشت داشت که عمرش با عمر دبیرستان مروی به پایان خواهد رسید.
ومتاسفانه روحانی محترمی که در مجلس یادبود استاد سخنرانی می کرد و صاحب عنوان و پست در وزارت آموزش و پرورش بود و ادعا داشت روزی 20 ساعت مشغول خدمت به مردم است به اعتراف خودش ، با وجود 50 سال سابقه استاد غیاثی در آموزش و پرورش ، تا به حال اسم استاد هم به گوشش نخورده بود !!
می گفت پس از خواندن مصاحبه ای از استاد شیفته اش شده و نامه ای نوشته مبنی بر دعوت ازایشان برای واحد تالیف کتب درسی و استفاده از تجربیات 50 ساله استاد در این زمینه، اما چه سود که این دعوت هنگامی به ذهن مبارکشان خطور کرده بود که صبح آن روز ، استاد دیگر نبود...