۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۱, پنجشنبه

دزدی عقیده

طراری مال هنگفتی از تاجری ربود. چون در حال کاویدن مال ربوده شده برآمد ، در میان آن بسته ای یافت و چون گشود، کاغذی دید. کاغذ را خواند وسخت به فکر فرو رفت. اموال را جمع کرد و سخت کوشید تا صاحبش را یافت و اموال را به او بازگردانید.
پرسیدند که حکمت این کار چه بود که تو دزدی و این همه مال ربوده ای و به صاحبش بر می گردانی؟
مرد طرار پاسخ داد که درمیانه مال کاغذی دیدم که نوشته دعایی است برای حفاظت مال از شر دزدان و طراران.
اگر مال را برنمی گرداندم ، ممکن بود صاحبش نسبت به عقیده خود مردد شده و یا از آن برگردد. در آن صورت من عقیده مرد را دزدیده بودم. من دزد مالم نه دزد عقیده و تاب پاسخگویی به دزدی عقیده دیگران را ندارم .

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر